رئیس جمهور حجت الاسلام روحانی وپرسش مهر+تصویر
با سلام در قسمت نهم خاطرات جهادی بپردازم به یکی از عرصه های سازندگی که در شهر ناغان اجرا شد
ساخت وساز حمام وسرویس بهداشتی برای خانواده ی یتیم عزیزی که کمتر کسی فکر می کرد در یکی از شهر های برخوردار شهر ناغان در شرایط بدی زندگی کنند ...

این خانواده که مادری است با چند فرزند قد و نیم قد ....فرزندانی همه با هوش و زرنگ در کنار مادری مقاوم که با صلابت زندگی اش را می چرخاند واصلا نگذاشته است غم یتیمی بر چهره ی فرزندانش بنشیند در مراودات وبرنامه ریزی هایی که با امام جمعه ی ساعی ودلسوز شهر ناغان داشتیم ایشان با اینکه دغدغه ی فرهنگی شهر را داشتند به آقا مصطفی پیشنهاد دادند تا از یکی از خانواده های یتیم وفقیر شهر دیداری داشته باشیم قرار بر این شد تا با امام جمعه به این دیدار برویم از کوچه وپس کوچه های شهر ناغان که گذر کردیم به خانه ای رسیدیم که مورد نظر گروه بود...
درب منزل که به صدا درآمد مادر ودختری به دم در آمدند وبا خوش رویی مهمانان ناخوانده ی خود را به داخل دعوت نمودند خانه ای قدیمی با چند درخت وحیاطی خاکی وساخت نیمه سازی با بلوک خود نمایی می کرد در حیاط خانه.... امام جمعه حاج اقا غلامی اعضا را به ایشان معرفی کرد وهدف از دیدار را مطرح کردند...
بعد از شنیدن درد دل های مادر خانواده به طرف آشپزخانه ای که با اتاق شان بیست متری فاصله داشت رفتیم به محض ورود به ؛به اصطلاح آشپزخانه شوکه شدیم گوشه ای شیر آب روی زمین بود وتشنی در زیر آن برای شستن ظروف چند کمد رنگ رو رفته در گوشه ای دیگر ویک صفحه ی یک متری حلبی گوشه ای با دو متر شلنگ ....

از اوضاع که سوال کردیم این صفحه فلزی وشلنگ را حمام خانه معرفی کردند... دیگر نمی توانستم فکر کنم نگاهی به پنجره ی بدون پنجره ی دیوار آشپزخانه نگاهی کردم و گفتم :زمستان..!!؟؟؟
وحاج آقا با نگاهی به ما مطالبی بیان نمود که وظیفه ی مان سنگین تر شد ..آقا مصطفی با بر آورد آشپزخانه... ضمن گفت وگو با حاج آقا اعلام نمود با اینکه سقف طرح های سازندگی این گردوه جهادی زیاد هست وپر شده ولی باید حتما کاری انجام دهیم ...امام جمعه محترم ودوست گرامی مان آقای آقایی قول کمک دادند وآقا مصطفی هم قول داد در این مورد اقدام کند باز هم صحنه های غیر قابل تصور اتفاق افتاد...
برق خوشحالی در کودکان ومادر خانواده خودش را با تشکر های پیاپی مادر با لهجه ی بختیاری هویدا گردید خوشحال بودم که باز هم توفیقی دیگر نصیب ما شده است ...

باید کاشی کچ لوله سیمان وسایل دستشویی ولوازمات مورد نیاز را تهیه می کردیم واین کار دست اقا مصطفی وخیرین وامام جمعه را می بوسید... قرار شد کار از فردار شروع شود حاج اکبر از آزادگان دفاع مقدس که خودش را به گروه رسونده بودباور نمی شد که چقدر کار وفعالیت یک گروه جهادی داره از خودش نشون میده ...فرداری آن روز آقا ایوب وبرادر عزیزش مداح دوست داشتنی آقا ایمان وبرادر دیگروشون آقا بهرام که بنا است مامور کار وپی گیری عرصه شدند وکار را شروع کردند کشیدن فاضلاب ... کچ کشی وبنایی ولوله کشی آن کار هایی بود که باید در دو روز باقی مانده دوره انجام می شد...

به حمدالله کار به خوبی پیش رفت ولی کار ماند و روز جمعه آخری که قرار بود همه ی گروه بر گردند آقا مصطفی وایوب وایمان ماندند تا کار را ادامه دهند....
ولی کار پایان نیافت وبه قول آقا مصطفی اگر کار نیمه تمام می ماند با انجام نشدنش فرقی نمی کرد... دو روز بعد از پایان جهاد دوباره آقا فرشید وعلی آقای شهریاری وآقا مجید فاطمی وآقا مصطفی وایمان وایوب بر گشتند وکار سفید کاری ومرمت آشپزخانه را کامل کردند...

در برگشت آقا مصطفی وبچه ها برای ادامه وپایان کار اتفاقاتی افتاده بود که دوست داشتم خود بزرگوارشون با بیانش ونوشتنش کاملش کنه ولی این اتفاق نیافتاد وبنده ناگریریم بر اساس شنیده هام مطلبی بنویسم وشاید این نوشته حق مطلب را بیان نکند...
وقتی از مادر خانواده سوال میشه چه آرزوی دارید مادر با چشمانی گریان آرزوی زیارت حضرت معصومه علیهاسلام را می کنه که تا حالا نصیب خودش وخانواده اش نشده .... آقا مصطفی هم مثل سال گذشته که در زرد خشوییه مادر خانواده ای را با کمک خیرین راهی کربلا کرده بود امسال هم از برکت کار جهادی وعنایات ائمه اطهار وکمک خیرین تصمیم به فرستادن اهل خانواده به زیارت قم می کند واین مهم خوشبختانه اتفاق می افته... وخانواده به مدت یک سفر به قم می روند
نمی دانم چی بنویسم هر چند می دانم کلمات من گویای این عنایت خانادان اهل بیت علیهم السلام به گروه جهادی واین خانواده ی عزیز نخواهد بود....
مریم خانم دختر خانواده انشایی به گروه نوشته بود که عین اون را تو وبگاه می گذارم خودتان بخوانید حدیث مفصل از این مجمل برای من که خیلی شیرین بود..

http://s3.picofile.com/file/8216345550/Scan1.PDF.html
http://s6.picofile.com/file/8216345592/Scan2.PDF.html

امیدوارم که توانسته باشم با بیانم عرصه ی دیگری را به رشته ی تحریر در آورده باشم
من الله التوفیق -سیدجوادموسوی