امروز مسئله انتخابات در درجه اول کارهای سیاسی قرار دارد.

 آنچه كه امروز در درجه‌ اولِ كارهاى سياسى كشور قرار دارد، مسئله‌ انتخابات است. انتخابات يك حادثه‌ يك روزه است، ظرف يك روز انجام مي گيرد؛ اما از آن حوادثى است كه تأثير آن، تأثير بلندمدت است. انتخابات رياست جمهورى را شما در ظرف يك روز انجام مي دهيد، اما اولاً كسى را يا كسانى را براى مدت چهار سال بر سرنوشت كشور و جريانهاى عمده‌ كشور حاكم مي كنيد؛ ثانياً دامنه‌ تأثير آن به همان چهار سال هم محدود نمي ماند. گاهى اوقات دولتها كارهائى مي كنند كه تأثيرات آن تا سالها باقى مي ماند؛ چه كارهاى خوب، چه خداى نكرده كارهاى غير خوب؛ تأثير آن منحصر نمي ماند به آن چهار سال؛ مثل يك جريانى ادامه پيدا مي كند. پس شما در يك روز يك حركتى مي كنيد، يك انتخابى مي كنيد، يك اقدامى مي كنيد كه تأثير آن در كوتاه‌مدت، در چهار سال، و در بلندمدت، گاهى در چهل سال باقى مي ماند؛ اينقدر انتخابات مهم است.

اهميت مضاعف انتخابات خرداد  92 :

 تبديل شدن به يك موضوع مهم بين المللي 

 برادران عزيز! خواهران عزيز! همه‌ ملت ايران! امروز انتخابات شما به يك موضوع مهم بين‌المللى تبديل شده است؛ اين را بدانيد. دستگاههاى فكرى دشمنان نشسته‌اند رصد مي كنند مقدمات اين انتخابات را، اين حادثه‌ بزرگ را؛ دارند نگاه مي كنند؛ نقشه هم دارند، هدف هم دارند. هدف جبهه‌ دشمنان شما، نقطه‌ مقابل هدف شما است. شما كه در انتخابات شركت مي كنيد، دنبال يك فرد اصلحى مي گرديد كه بتواند كشورتان را با همين سرعت، بلكه بيش از اين، پيش ببرد؛ هم در عرصه‌ مادى، هم در عرصه‌ معنوى. شما دنبال انتخاباتيد، براى اينكه كسى يا كسانى، دولتى، رئيس جمهورى بتواند عزت شما را بالا ببرد، استقلال شما را عميق‌تر كند، وضع زندگى شما را بهتر و مرفه‌تر كند، گره‌ها را باز كند، اميد و شور و شوقى در كشور به‌وجود آورد؛ اما دشمن شما درست به عكس، مايل است انتخاباتى انجام بگيرد، كه براى آينده‌ كشور اين محسّنات را نداشته باشد؛ بلكه كشور را به سمت وابستگى، به سمت ضعف، به سمت عقب‌ماندگى در صحنه‌هاى گوناگون حركت دهد؛ كشور را به عقب بكشاند، به عقب براند؛ آنها هدفشان اين است. پس دو تا هدف در مقابل هم قرار دارد: هدف ملت ايران، هدف جبهه‌ دشمنان .  

قانون معیار و وسیله مناسب برای آسایش کشور ، آرامش کشور ،

 حفظ وحدت ملی و ادامه راه عمومی

ان‌شاءاللّه شوراى محترم نگهبان طبق وظائف قانونى خود، آن كسانى را كه صلاحيت دارند، به مردم معرفى خواهد كرد. همه هم بايد تابع قانون باشند. آنجائى اشكال پيش مى‌آيد كه تخلف از قانون انجام ميگيرد. سال 88 اشكالاتى كه وارد شد، خسارتى كه به كشور وارد كردند و نگذاشتند كشور و ملت طعم آراء چهل ميليونى را درست بچشد، به خاطر تخلف از قانون بود. يك عده‌اى يا براى خاطر اغراض نفسانى، يا هدفهاى خلاف سياسى، يا از قانون تخلف كردند، خطا كردند، از راه غير قانونى وارد شدند؛ هم به خودشان صدمه زدند، هم به ملت صدمه زدند، هم به كشور صدمه زدند. راه درست، راه قانون است. همه تابع قانون باشند، همه تسليم قانون باشند

همه بايد تابع و تسليم قانون باشند

گاهاىممكن است يك قانون، صددرصد درست هم نباشد، اما از بى‌قانونى بهتر است. گاهى ممكن است در يك بخشى، يك خطائى هم از مجرى قانون سر بزند كه من و شما بفهميم او در اجراى قانون ، اين خطا را كرده است؛ اما اگر نتوانيم آن را از طريق قانونى اصلاح كنيم، تحمل آن بهتر است از اين‌كه باز بى‌قانونى كنيم؛ از راه بى‌قانونى بخواهيم آنچه را كه به نظر ما خطا است، درست كنيم. قانون، معيار بسيار خوبى است؛ وسيله‌اى است براى آسايش كشور، آرامش كشور، حفظ وحدت ملى، ادامه راه عمومى.